خرید بک لینک
حقیقت. حقیقت. نگاه کن، تیتا، حقیت ساده این است که حقیقت وجود ندارد و تنها بستگی به دیدگاه شخص دارد.

The truth. The truth. Look, Tita, the simple truth is that the truth does not exist it all depends on a person's point of view.

Like Water for Chocolate Novel by Laura Esquivel

برچسب: نویسنده: سارا رحمانی تاريخ: سه شنبه 16 بهمن 1397 ساعت: 4:50

اعداد اول اعدادی هستند که پس از بیرون کشیدن همه آن اعداد به دست می آیند و من فکر می کنم اعداد اول درست مثل زندگی هستند. آن ها خیلی منطقی هستند اما هیچ وقت نمی توانید فرمولشان را کشف کنید حتی اگر وقت خود را با فکر کردن به ان سپری کنید.

Prime numbers are what is left when you have taken all the pattes away. I think prime numbers are like life. They are very logical but you could never work out the rules, even if you spent all your time thinking about them.

The Curious Incident of the Dog in the Night-Time Novel by Mark Haddon

برچسب: نویسنده: سارا رحمانی تاريخ: سه شنبه 16 بهمن 1397 ساعت: 4:50

بهر جهت، بسیاری از بیماران با شنیدن خبر (مرگ ورونیکا)، وانمود به حیرت و اندوه می کردند، ولی در خود احساس آرامش می نمودند، چه می پنداشتند که یکبار دیگر فرشته مرگ به ویلت سرزده، اما به آن ها دست نزد.

دیوانگان باید دیوانگی کنند.

دیوانه بمانید اما مانند عاقلان رفتار کنید،خطر متفاوت بودن را بپذیرید اما بدون جلب توجه متفاوت باشید.

Veronika Decides to Die Novel by Paulo Coelho

برچسب: نویسنده: سارا رحمانی تاريخ: سه شنبه 16 بهمن 1397 ساعت: 4:50

سعدیا حب وطن گر چه حدیثیست صحیح نتوان مرد به سختی که من این جا زادم

برچسب: نویسنده: سارا رحمانی تاريخ: سه شنبه 16 بهمن 1397 ساعت: 4:50

کاروان رفت و تو در خواب و بیابان در پیش کی روی ره ز که پرسی چه کنی چون باشی

برچسب: نویسنده: سارا رحمانی تاريخ: سه شنبه 16 بهمن 1397 ساعت: 4:50

عمر برَف است و آفتاب تموز* اندکی ماند و خواجه غَره هنوز

*آفتاب تموز=آفتاب مردادماه

برچسب: نویسنده: سارا رحمانی تاريخ: سه شنبه 16 بهمن 1397 ساعت: 4:50

زر از بهر خوردن بود ای پدر ز بهر نهادن چه سنگ و چه زر

برچسب: نویسنده: سارا رحمانی تاريخ: پنجشنبه 21 تير 1397 ساعت: 12:23

اندازه نگه دار که اندازه نکوست هم لایق دشمن است و هم لایق دوست

برچسب: نویسنده: سارا رحمانی تاريخ: پنجشنبه 21 تير 1397 ساعت: 12:23

خیلی تعطیلات وحشتناکی بود، چون خاطرات یک اتفاق وحشتناک برام تداعی شد اما 13 خبر آمد که اتفاق تکرار نشده است پی نوشت: مار گادامه مطلب

برچسب: نویسنده: سارا رحمانی تاريخ: پنجشنبه 21 تير 1397 ساعت: 12:23

امروز برای اولین بار به طوریکه خیلی آرامشم بهم نخوره به پیشنهاد تدریس درسی که قرار بود تو گرمسار برگزار بشته گفتم نه!

+ نوشته شده در چهارشنبه دهم شهریور ۱۳۹۵ساعت 14:52 توسط پخمه |

برچسب: نویسنده: سارا رحمانی تاريخ: پنجشنبه 15 تير 1396 ساعت: 18:36

چهارشنبه شب (10/06/95) بعد مدتها با دوستان دور هم جمع شدیم. چهار دوست دوران کارشناسی فارغالتحصیل از بهترین رشته مهندسی یکی از بهترین دانشگاههای ایران که سه تامون ارشد هم خونده بودیم از همون یکی از بهترین دانشگاههای ایران. یکی از دوستان ارشد یه چند وقتی (یک سال و نیمی) میشد رفته بود کانادا و به ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: سارا رحمانی تاريخ: پنجشنبه 15 تير 1396 ساعت: 18:36

این پست رو اختصاص میدهم به تجربیات خودم در مصاحبههای عمومی که بهتره بهش بگم مصاحبه عقیدتی که بعد از دو سال فارغالتحصیلی همچنان این جلسات ادامه دارد و هیچ اتفاقی هیچ کجا نمیافتد: - خواندن قرآن - خلاصهای از کارهای فرهنگی و اجتماعی خود ارائه نمایید. - مسائل روز و اتفات روزهای گذشته چیست؟ - فرق وادامه مطلب

برچسب: نویسنده: سارا رحمانی تاريخ: پنجشنبه 15 تير 1396 ساعت: 18:36

امروز با یکی از همکارانم در خصوص دلیل بازگشت ایشون به ایران و زندگی در بلاد کفر سوال پرسیدم (راستش یه پیشنهاد کار به عنوان research associate از همون کشوری که ایشون بود گرفته بودم و میخواستم در مورد اونجا دقیق تر بدونم) و اون با شور و حرارت و صلابت خاصی گفت "من برگشتم به مملکت که خدمت کنم، اونجا بایادامه مطلب

برچسب: نویسنده: سارا رحمانی تاريخ: پنجشنبه 15 تير 1396 ساعت: 18:36

بالاخره نوبت به من هم رسيد. بايد تصميم بگيرم ميخوام بمونم يا ميخوام برم به بلاد كفر. هميشه از اين مرحله ميترسيدم و زمانش رسيد، البته هنوزم دارم به تعويقش ميندازم شايد بتونم تصميممو بگيرم. تنها چيزايي كه نميذاره من برم يكي خانواده درجه يكمه و ديگري زير پاگذاشتن يك اصل بزرگ زندگيم يعني حركت در مينيمم ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: سارا رحمانی تاريخ: پنجشنبه 15 تير 1396 ساعت: 18:36

خیلی جالبه: از بین 30 نفر دانشجوهام در یک کلاس هیچ کسی یادش نمیاد جلسه قبل چی گفته شده! و این موضع هر ترم داره تکرار میشه.

فرقی هم نمیکنه که تحصیلات تکمیلی باشن یا کارشناسی، خدایا کمک!

+ نوشته شده در یکشنبه هشتم اسفند ۱۳۹۵ساعت 17:7 توسط پخمه |

برچسب: نویسنده: سارا رحمانی تاريخ: پنجشنبه 15 تير 1396 ساعت: 18:36

صفحه بندی